مدیریت حوزه های علمیه خواهران استان اصفهان
  • ورود 

رابطه حیا با دینداری

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: «حیا، تمام دین است.» (میزان الحکمه، ج 2، ص 565)

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: کسی که از مردم حیا نداشته باشد از خداوند نیز حیا نخواهد داشت. (میزان الحکمه، ج 2، ص 566)

عاقل‌ها بهترین‌ها را انتخاب می‌کنند ...

11 اسفند 1394 توسط بهرامی

استاد علیرضا پناهیان:

عاقل‌ها بهترین‌ها را انتخاب می‌کنند و بهترین‌ها، همیشه لایق عشق ورزیدن هستند. طبیعی است عاقلان عاشق بهترین‌ها بشوند و در این عشق باقی بمانند.

 نظر دهید »

صلوات هم مداد است و هم پاک کن،

11 اسفند 1394 توسط بهرامی

حاج آقا مجتبی تهرانی(ره):

صلوات هم مداد است و هم پاک کن، یعنی حسنه می نویسد و گناه پاک می کند.

 نظر دهید »

ما از جوانان عزیزمان- چه دختران و چه پسران- توقّع داریم...

11 اسفند 1394 توسط بهرامی

 امام خامنه ای:

 ما از جوانان عزیزمان- چه دختران و چه پسران- توقّع داریم که در مورد مسائل اساسى کشور، جدّى باشند و جدّى برخورد کنند. پیشنهاد می ‏کنم روى این مسأله‏ ى «جدّى‏ بودن‏» فکر کنید، بعد خواهید دید خیلى از کارهایى که در گوشه و کنار انجام می گیرد، ناشى از جدّى نبودن است.
در دعاى کمیل می خوانیم: «قوّ على خدمتک جوارحى و اشدد على العزیمة جوانحى و هب لى الجدّ فى خشیتک‏». خیال نکنید این دعاها فقط تضرّع و انابه است. البته تضرّع و انابه خیلى ارزش دارد؛ اما در لابه‏ لاى این حالت تضرّع و انابه، معرفتهاى لازم براى زندگى گنجانده شده است. این دعاها چشمه‏ ى معارف اسلامى است.
«قوّ على خدمتک جوارحى»؛ مرا بر انجام این خدماتى که بر عهده‏ ام است، از لحاظ جسمانى توانا کن. «و اشدد على العزیمة جوانحى»؛ اراده و عزم مرا مستحکم کن. «و هب لى الجدّ فى خشیتک»؛ به من حالتِ جد بده؛ سرسرى نگرفتن؛ بازیچه نینگاشتن.

۱۳۸۲/۰۸/۱۵
بیانات در دیدار جمعى از اعضاى تشکلها، کانونها، نشریات، هیئتهاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانشجویى

 1 نظر

در محضر استاد

11 اسفند 1394 توسط بهرامی

امام خامنه ای:

 در جمهوری اسلامی، هر جا که قرار گرفته‌اید، همان‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‌ی کارها به شما متوجه است.

 نظر دهید »

تشرفات: عالم زیدی

10 اسفند 1394 توسط بهرامی

انس انس با مولا امام زمان علیه السلام :
تشرفات: عالم زیدی

«سید ابوالحسن اصفهانی» بسم الهی گفت و نامه را باز کرد. حدسش درست بود، نامه از طرف عالم زیدی مذهب، «بحرالعلوم یمنی» بود، هوش و ذکاوت بسیار مرد، سبب شهرتش به این نام شده بود. بحرالعلوم یمنی سید اصفهانی را به مناظره و مباحثه درباره ی اثبات وجود حضرت مهدی(ع) طلبیده بود.

عالم زیدی در نامه اش نوشته بود که با افراد زیادی در این زمینه به گفتگو نشسته و هیچ یک از آنان نتوانسته اند آن طور که شاید و باید او را قانع کنند و حالا می خواهد استدلال سید اصفهانی را هم بشنود.

سید ابوالحسن در فکر فرو رفت و بعد از دقایقی قلم برداشت و در جواب نامه از او خواست تا سفری به نجف بیاید و در این شهر علاوه بر زیارت مولی امیر المومنین(ع)، به مناظره در این مورد بپردازند.

عالم زیدی قبول کرد و با طی کردن راهی طول و دراز، با پسرش ابراهیم و جمعی از پیروانش، راهی نجف شدند. وقتی به نجف رسیدند، بحرالعلوم یمنی نزد آیت الله اصفهانی رفت و گفت: ما طبق دعوت شما راه طولانى ميان يمن تا نجف را با شور و اشتياق پيموديم، اينك اميدواريم جوابى قانع كننده در مورد وجود دوازدهمين امام، به ما بيان كنيد تا وجدان ما آرام گيرد و در اين مورد به باور و يقين برسيم. در اين صورت است كه مسافرت ما ثمربخش بوده و به آرزوى قلبى خويش رسيده ايم.

سید لبخندی زد و گفت: حالا خستگى راه را، با استراحت از خود برطرف كنيد تا شب آينده پاسخ اشكال شما را به يارى خدا خواهم داد.

***

موعد بحث فرا رسیده بود، بعد از پذیرایی در خانه سید ابوالحسن، مناظره شروع شد و بحث هر لحظه داغ تر می شد. سید اصفهانی با استدلالاتش عالم زیدی را میخکوب کرده بود و حالا او سکوت کرده بود و فقط به سخنان سید گوش می داد. پاسی از شب گذشته بود که سید ابوالحسن خادمش را صدا کرد و گفت: فانوسی بیاور می خواهیم جایی برویم.

آنها به راه افتادند و به وادی السلام رفتند. سید، عالم زیدی را سمت مقام حضرت ولی عصر(ع) راهنمایی کرد. در آنجا وضویی دوباره گرفت و به نماز ایستاد و بعد مشغول راز و نیاز شد. ابراهیم، پسر عالم زیدی، که هنوز به حرف های سید اصفهانی ایمان نیاورده بود، بیرون مقام ایستاده بود و با پوزخندی به کارهای سید نگاه می کرد و عبادات سید را خرافات تلقی می کرد.

لحظه ای گذشت، نوری خاص، فضای مقام حضرت ولی عصر(ع) را پر کرد و همان دم صدای فریاد بحرالعلوم یمنی بلند شد. دعای سید اصفهانی کار خودش را کرده بود و حالا عالم زیدی، امام زمان(ع) را با چشمانش دیده بود. پسر که صدای فریاد پدر را شنید، به سرعت وارد مقام شد. عالم زیدی دستش را روی سینه گذاشته بود و در حالی که به پهنای صورت اشک می ریخت، می گفت: سپاس خداى را كه ما را به مذهب خاندان وحى و رسالت رهنمون و به وجود گرانمايه حضرت مهدى (ع) معتقد ساخت، اينك ما به مذهب شما روى آورده و از ارادتمندان و شيعيان امام عصر(ع) هستيم.

***

مدتی گذشت، عالم زیدی، این بار با دست پر به نجف باز گشته بود. او چهار هزار نفر از پیروان زیدی اش را معتقد به امام دوازدهم (عج) کرده بود و حالا سهم خمس و زکات آنان را برای سید ابوالحسن اصفهانی آورده بود.

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 296
  • 297
  • 298
  • ...
  • 299
  • ...
  • 300
  • 301
  • 302
  • ...
  • 303
  • ...
  • 304
  • 305
  • 306
  • ...
  • 511
  • خانه
  • تماس

اوقات شرعی

مدیریت حوزه های علمیه خواهران استان اصفهان

كد تقويم

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اخبار مدارس
  • اخبار منطقه
  • کاغذ دیواری
  • پیام تسلیت
  • مناسبت ها
    • محرم
      • روز دهم
    • شعبان
    • رمضان
    • شهادت حضرت زهرا (س)
  • دل نوشته
  • بیانیه
  • علمدار انقلاب
  • حدیث روز
  • مقالات روانشناسی
  • روز قدس
  • شوال
  • هفته دفاع مقدس
  • هر روز با یک درس از صحیفه سجادیه
  • زندگينامه حضرت محمد(ص)
  • معرفی سایت
  • آیات روشنگر
  • مشاوره
  • اینفو گرافی
  • اینفو گرافی
  • نشریه شماره11
    • جلد
    • حجاب
      • حجاب از منظر قران
    • مقدمه 1
  • نشریه شماره 12
    • مقدمه
    • حجاب و عفاف
  • نشریه شمیم یاس
    • شماره 1 دی ماه 91
      • آموزه
      • کرانه
      • نگاره
    • شماره 2 بهمن ماه 91
      • آموزه
  • پاسخ شبهه
  • پاسخ شبهه
  • حدیث بندگی
  • حدیث بندگی
  • نهج_البلاغه

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آمار

  • امروز: 702
  • دیروز: 651
  • 7 روز قبل: 1499
  • 1 ماه قبل: 8269
  • کل بازدیدها: 192419

آمار

  • افراد آنلاین :
  • ورودی گوگل :
  • تعداد کل مطالب :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید کل :
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس